آقاي افسانهاي و خانوادهاش - نگاهي به جلوههاي ويژه کامپيوتري در فيلم Incredibles
فيلم کارتوني تمام کامپيوتري و سهبعدي Incredibles ، به معني باورنکردنيها يا افسانهاي ها، ششمين شاهکار شرکت انيميشن سازي پيکسار از اين نوع است. بعد از داستان اسباب بازي، زندگي يک حشره، داستان اسباب بازي 2 ، شرکت هيولاها و يافتن نيمو، اينک فيلم «افسانهايها» در صدر فهرست بهترين آثار انيميشن تمام کامپيوتري دنيا قرارگرفته است. Incredibles در نوع خود پيچيدهترين و سنگينترين پروژهاي است که تاکنون در دنياي فيلم و کارتون تجربه شده است. پيکسار در جريان توليد اين کارتون از سد دشواريهاي بسياري عبور کرد و توانست از جنبههاي مختلف هنري و تکنيکي به دستاوردهاي جديد و بديعي برسد. «افسانهايها» در هفتاد و هفتمين جشنواره اسکار برنده بهترين انيميشن بلند سينمايي شد و نام خود را در تاريخ سينما و انيميشن جاودانه کرد. در اين فيلم از يک شبکه کامپيوتري متشکل از سرورهاي لينوکس که نرمافزار Pixar RenderMan را اجرا ميکردند، براي رندرکردن خروجي نهايي فيلم استفاده شده است. در مطلبي که از نظرتان خواهد گذشت، جنبههاي تکنيکي و فني توليد اين فيلم توسط کامپيوتر مرور شده است.
Brad Bird کارگردان «افسانهايها»، هنگامي که جايزه بهترين انيميشن بلند را در مراسم اسکار 2005 دريافت ميکرد، جان لستر، اد کتمول و استيوجابز را دوستان عزيز خود و مثلث طلايي شرکت پيکسار خطاب کرد و پيکسار را بهترين استوديوي روي کره زمين ناميد. از ميان اين سه نفر نام استيوجابز که همزمان گرداننده دو شرکت نامدار پيکسار و اپل است براي خوانندگان نشريات کامپيوتري و از جمله ماهنامه شبكه نامي آشنا است. مديري که پس از بنيانگذاري شرکت پيکسار توانستهاست تيمي از نوابغ دنياي کامپيوتر و هنر را گردهم آورد و با يک مديريت استثنايي، نوآوريها و خلاقيتهاي هنرمندان اين شرکت را در سراسر دنيا پرآوازه سازد. عجيب آنکه تيم انيميشن سازي پيکسار از تلاش براي رسيدن به عاليترين کيفيت در توليد فيلم خسته نميشود. هر فيلم دشوارتر و پيچيدهتر از قبلي و همچنان جذاب و به يادماندني. طي چند سال گذشته هر بار که پيکسار فيلم تازهاي عرضه کرده است، به همراه خود مجموعهاي بديع و شگفتانگيز از نوآوريهاي کامپيوتري و هنري را براي نخستين بار به دنيا معرفي نموده است و اينبار نيز در يک فيلم حيرتانگيز و باورنکردني بازهم دستاوردهاي تازهاي ارائه داده است.
«افسانهايها» داستان خانوادهاي است که دست بر قضا همگي سوپرمن از آب درآمدهاند. Incredibles فيلمي هيجان انگيز و ديدني است که آکنده از مايههاي طنزآميز و ميباشد. «افسانهايها» آنقدر جذاب ساخته شده که بيننده را از ابتداي فيلم روي صندلي ميخکوب ميکند و تا دو ساعت بعد که داستان اکشن و پرفراز و نشيب فيلم به پايان خوش خودش ميرسد رهايش نميکند. ماجرا از اين قرار است که يک سوپرمن که در فيلم گاهي با اسم کوچکش «باب» و گاهي با نام خانوادگياش يعني آقاي Incredible ناميده ميشود، علاقهمند دختري به نام «دختر الاستيکي» ميشود که به نوبه خود سوپرمن ديگريست. اين دو ازدواج ميکنند. نتيجه معلوم است! سه تا بچه پرشروشور و ذاتا سوپرمن که نميتوانند خصوصيات ژنتيکي خودشان را مهار کنند! «بنفشه» (Violet)، دختر بزرگتر خانواده داراي موهايي بلند و جادويي است که ميتواند او را نامرئي سازد. برادر کوچکترش «تند و تيز» (Dash) اين استعداد را دارد که مثل جت بدود. آنچنان سريع که حتي روي آب هم بتواند راه برود! کوچکترين عضو خانواده يعني «جک» هنوز نوزاد است و تنها در پايان فيلم است که شمهاي از هنرنمايي بانمک او را ميبينيم. در ابتداي فيلم پي درپي شاهد کارهاي قهرمانانه و مردم دوستانه آقاي «افسانهاي» هستيم، اما ديري نميگذرد که به دنبال شکايات متعدد از او به جرم برهم زدن نظم عمومي، به دستور دولت
موظف به ترک شغل «سوپرمن بودن» ميشود. همسرش «دختر الاستيکي» که زن عاقلي است از اين وضعيت راضي است و به شغل خانهداري روي آورده است، ولي آقاي «افسانهاي» که نيروي عضلاتش بيکار مانده از شغل اداري خود و سروکله زدن با ارباب رجوع احساس کسالت و انزجار ميکند. تا اينکه يک روز از طريق يک وسيله مرموز ديجيتالي شبيه Hand Held PC پيشنهاد مشارکت در يک پروژه فوق سري که نياز به يک سوپرمن دارد را دريافت ميکند. «باب» که وسوسه بازگشت به كار اصلياش او را رها نميکند، سرانجام دل به دريا ميزند و براساس پيامهاي مرموزي که دريافت کرده است به يک جزيره ناشناخته سفر ميکند و دردسر از همانجا آغاز ميشود.
يک پروژه افسانهاي
Brad Bird - کارگردان
پروژه ساخت فيلم با دعوت پيکسار از Brad Bird کارگردان که شهرت و آوازه خود را مديون کارگرداني آثار معروفي چون خانواده سيمپسون و Iron Giant است، شروع شد و از وي براي كارگرداني اثر جديد دعوت به عمل آمد. «برد» که خود از عشاق ژانر جاسوسي در دهه 60 ميلادي و آثاري چون مامور 007 است، تجربه خود را در ساختن يک کارتون کمدي با مضمون خانوادگي – خانواده سيمپسونها – با ژانر مورد علاقهاش ترکيب ميکند و با محور قراردادن يک کليشه محبوب نزد بچهها، يعني سوپرمن، داستان فيلم «افسانهايها» را بنا ميکند. اطلاعاتي که بعدا درباره چگونگي ساخت اين فيلم در رسانهها منتشر شد نشان ميدهد که اين فيلم پروژهي بسيار سنگيني بوده است. «افسانهايها» در مقايسه با «شرکت هيولاها» ديگر محصول مشترک ديزني و پيکسار (2) که از 1400 شات تشکيل شده بود، 2253 شات دارد. از طريق اين قياس حتي بدون ديدن فيلم نيز ميتوان حدس زد که «افسانهايها» فيلم پرماجرا و سريعي است که صحنههاي متعددي دارد و تعدد اين صحنههاي سريع، کار را براي سازندگان آن دشوار ميکند. فيلم مملو از جلوههاي ويژه است. در واقع 781 جلوه ويژه در فيلم به کار رفته است. اين جلوهها تقريبا از هر نوعي که ميشود فکر کرد هستند : انفجار، آوار، آب، گرد و خاک، ابرها، آتش، مواد مذاب، هنرنماييهاي سوپرمنوار و دهها جلوهي ديگر.
Rick Sayre يکي از اعضاي اصلي تيم سازنده فيلم که سرپرستي و کارگرداني جنبههاي فني پروژه را برعهده داشته، درباره دشواريهاي فني ساخت فيلم به مجله دنياي انيميشن(4) ميگويد: « دشوارترين جنبه ساخت اين فيلم آن بود که هيچ «دشوارتريني» وجود نداشت و همه چيز به يک اندازه فوقالعاده سخت بود. «برد» گرانترين و دشوارترين گزينهها را از منو انتخاب کرده بود. ما همه جور جلوه ويژهاي در فيلم داشتيم، آتش، آب، باد، دود، انفجار و البته خود آدمهاي قصه که دشوارترين عناصر فيلم بودند. در واقع اين اولين بار است که پيکسار يک فيلم کارتوني را فقط با کاراکترهايي از جنس انسان ميسازد. در مورد انسانها، مهمترين چالش اين بود که چگونه تمام اجزاي آنها را در کامپيوتر طوري بازسازي کنيم که مثل فيزيولوژي واقعي بدن انسانها، پوست روي عضلات حرکت کند و عضلات روي استخوانها حرکت کنند. افزودن موي سر به کل مجموعه و سپس پوشاندن لباس به تن کاراکترها کار را از اين هم سختتر ميکرد.
شغل کارمندي براي سوپرمن کسالت بار است
Storyboard فيلم نيز در نوع خود استثنايي است.(3) اغلب انيميشن سازان از استوري بورد براي نمايش ديالوگهاي اصلي فيلم و ترسيم قصه استفاده ميکنند و در مراحل بعدي، تيم طراحي يا Layout مکان و جهت حرکت دوربينها را تعيين مي کند. اما در فيلم «افسانهايها» بنا بر خواست کارگردان، استوري بورد شامل حرکتهاي دوربين نيز هست. معناي ديگر اين حرف آن است که پيچيدگي صحنههاي فيلم بهقدري زياد است که نميتوان هيچکدام از صحنهها را بدون تعيين مکان و جهت حرکت دوربين تصور کرد. به گفته Rick Sayre تمام طرحهاي استوري بورد – اگرچه دوبعدي – توسط نرمافزار Adobe After Effects توليد شده و شامل زمانبندي وقايع فيلم و نحوه جابجايي دوربين بوده است.
Lucas Ives يک کارگردان فني در پيکسار که پيش از اين روي فيلم «يافتن نيمو» کارکرده بود، در پروژه فيلم «افسانهايها» نيز مشارکت داشته و سيستمهايي براي تسهيل کار انيماتورها ساخته است. کار عمده او در اين پروژه ساختن نرمافزاري براي دفرمه کردن بدن کاراکترها و پوشاندن لباس به تن آنها – که در پيکسار اصطلاحا «سيستم لباس پوشاني» ناميده ميشود – بوده است. او در گفتگو با نشريه اسپانيايي «انيميشن سه بعدي» ميگويد: ما در اين پروژه کاراکترها را بر اساس منطق «از درون به بيرون» ساختيم. به اين معني که به جاي اينکه کل هيکل يک کاراکتر را يکجا بسازيم و بهوسيله نقاط کنترلي هدايت کنيم، ابتدا اسکلت بدن آنها را ساختيم و کنترلهاي لازم را به آن افزوديم، سپس روي اسکلت ماهيچهها و عضلات را قرارداديم و کنترلها را اضافه کرديم و نهايتا روي عضلات پوست کشيديم. براي پوشاندن لباس به تن کاراکترها از يک موتور نرمافزاري که توسط دو نفر از برنامهنويسان اصلي سيستم لباس پوشاني در نرمافزار Maya و اختصاصا براي شرکت پيکسار توليد شده بود استفاده کرديم. از اين نرم افزار همچنين براي شبيه سازي موي سر و حرکات آن استفاده شد و يک نسخه تغييريافته اين سيستم نيز براي محيط آب بهکار گرفته شد. البته بيشتر جلوههاي ويژه محيط آب که در فيلم «افسانهايها» ديده ميشود همانهايي است که در فيلم «يافتن نيمو» بهکار رفته است : تيرگي و کدري زير آب، به هم خوردن امواج آب (حالتي که صداي شلپ و يا ريزش آب را به همراه دارد) ، کف و حبابها، خاصيت انعکاسي و ولومتريک زير آب، همگي از تکنيکهاي فيلم «يافتن نيمو» اقتباس شدهاند.
جلوههاي ويژه افسانهاي
جک - کوچکترين سوپرمن فيلم
آنطور که از صحبتهاي دستاندرکاران مختلف فيلم برميآيد، در مجموع، جلوههاي ويژه مربوط به کاراکترهاي اصلي فيلم – يعني آدمها – دشوارترين و مهمترين دستاورد فيلم بوده است. در ساختن اين کاراکترهاي سه بعدي تمام کامپيوتري طوري عمل شده است که همه چيز مانند دنياي واقعي باشد. کاراکترها لباسهايشان تغيير ميکند. آنها موهايي دارند که زير آب غوطه ور ميشوند و يا در برابر وزش باد به نرمي تکان ميخورند.
کيفيت رنگ و نماي پوست بدن در واقعي به نظر رسيدن کاراکترها نقش مهمي داشته است. «برد» ميگويد: ما در اين فيلم نميخواستيم ظاهر پوست بدن کاراکترها درست عين پوست طبيعي به نظر برسد. ما ميخواستيم که اين پوست بيعيب باشد يعني از يک سو تصنعي و پلاستکي نباشد و از سوي ديگر فاقد جزئيات نماي يک پوست واقعي مثل خالها و لکهاي روي آن باشد. اين کار در فيلم از طريق نورپردازي مناسب توسط نرمافزار بهدست آمد.
ساختن لباس کاراکترها چالش ديگري بود. چون سازندگان فيلم مبناي کار خود را بر استفاده از سيستم لباس پوشاني به تن کاراکترها قرارداده بودند، چارهاي نبود جز اينکه با خصوصيات يک لباس واقعي بيشتر آشنا شوند. لذا تيم فيلم سازي يک خياط را به خدمت گرفت تا به انيماتورهاي فيلم اصول خياطي و برش پارچه را بياموزد. آنان بايد ميآموختند که چگونه لباسي بسازند که روي بدن کاراکتر حرکت کند. وقتي که لازم است چين بخورد و چروک شود و يا هنگامي که اقتضا ميکند کشيده شود و کش بيايد و همه اين کارها بايد توسط شبيهسازي کامپيوتري صورت ميگرفت.
جالبتر اينکه سيستم لباس پوشاني بر اساس يک مدل رياضي آماري و هوشمند کار ميکند. اين سيستم قابليت يادگيري دارد و روي حافظه آن انواع حالتهاي يک لباس مثل چروک خورده يا کش آمده سوار شده و به نرمافزار آموزش داده ميشود. فايده اين سيستم آن است که بعد از اينکه نرم افزار آموزشهاي لازم را ديد، ميتواند به طور هوشمند در صحنههاي مختلف و با توجه به وضعيت عضلات و بدن کاراکتر نماي مناسبي از لباس را ارائه کند.
در زمينه ايجاد افکت سايه نيز تيم فيلم سازي به دستاورد جالبي رسيده است. آنان از يک سيستم مخصوص به نام «کوکيها» يا «کوکالوريس» براي انداختن سايه روي بعضي از اشيا استفاده کردهاند. کوکيها در واقع الگويهايي (Patterns) هستند که از روي طرح و شکل درختان يا ديگر اشيا بهدست آمدهاند و به صورت ذراتي نامرئي در سر راه نور قرار ميگيرند تا برروي جسم مورد نظر سايه بيندازند. فايده اين کار آن است که ميتوان بدون ساختن يک شي در فضاي سه بعدي به قصد انداختن سايه آن روي يک شي ديگر، اين سايه را ايجاد کرد و منابع سيستم کامپيوتري از جمله حافظه و سيکلهاي پردازشي CPU را حين رندرکردن تصوير به کارهاي مهمتري اختصاص داد.
نورپردازي در فيلم نيز بسيار استادانه صورت گرفته است و صحنه ها را باورپذيرتر و واقعيتر کرده است. بخصوص صحنههايي از فيلم که در شب و در تاريکي اتفاق ميافتند (مثلا در جزيره) بسيار جذاب و گيرا از آب درآمدهاند.
نرمافزارهاي افسانهاي
بنفشه و تندوتيز
در ساختن کارتون Incredibles از نرمافزارهاي قدرتمندي استفاده شده است. نرمافزار 3DS Max براي مدل سازي برخي از اشيا بهکار گرفته شده و براي رندرکردن کل کار از نرمافزار PRMan نسخه 11.5 استفاده شده است. دانا باتالي، مدير بخش توسعه نرم افزار رندرمن در پيکسار ميگويد: البته چون تيم فيلم سازي به نسخه جديدتر رندرمن يعني نسخه 12 نيز که هنوز براي عموم عرضه نشده، دسترسي داشت، برخي ازقابليتهاي اين نسخه جديد نيز در فيلم استفاده شده است. همچنين از سيستم رندرسازي Brazil (ساخت شرکت) SplutterFish (5) هم کمک گرفته شده است.
کليه مدل سازيهاي اوليه مربوط به اشيا و کاراکترهاي فيلم، به جاي استفاده از مجسمههاي ساخت دست (که در پروژههاي عادي انيميشن متداول است) از همان ابتدا تماما بهوسيله کامپيوتر و با استفاده از نرم افزار مايا ساخته شدهاند. لباسها نيز ابتدا در نرم افزار مايا طراحي و سپس به سيستم لباس پوشاني مخصوص پيکسار که براي همين پروژه طراحي شده بود وارد شدهاند. از مايا همچنين براي شبيه سازي آب و مدل سازي موي سر و حرکتهاي آن استفاده شده است.
در اين فيلم از يک شبکه کامپيوتري متشکل از سرورهاي لينوکس که نرمافزار رندرمن پيکسار را اجرا ميکردند، براي رندرکردن خروجي نهايي فيلم استفاده شده است. پيکسار چندي است که سرورهاي UltrSparc سان را با سرورهاي سبک مبتني بر پردازنده اينتل عوض کرده است. به طور سنتي شرکتهاي بزرگ فيلم سازي از سرورهاي قدرتمند مبتني بر يونيکس که با پردازندههاي نوع RISC (6)کار ميکنند (مانند سرورهاي اولترا اسپارک سان) براي رندرکردن جلوههاي ويژه فيلمهاي خود استفاده ميکنند، اما اخيرا برخي از آنها به سمت استفاده از سرورهاي مجهز به پردازندههاي ارزان قيمت اينتل و سيستم عامل لينوکس روي آوردهاند.
سيستم شبکهاي جديد پيکسار دست کم شامل 8 سرور تيغهاي از است که در مجموع دربرگيرنده 1024 پردازنده 2.8 مگاهرتزي Xeon اينتل هستند. روي اين سرورها سيستم عامل لينوکس نصب شده است. پيکسار نسخه جديدي از نرمافزار رندرمن را طراحي کرده که روي لينوکس اجرا ميشود و از همين نسخه در ساخت فيلم بهرهگرفته شده است.
البته سکوهاي کاري يونيکسي و مبتني بر RISC بهخصوص در کارهاي حرفهاي نزد طراحان صحنهها محبوبيت زيادي دارند ولي اکنون معلوم شده که سيستم هاي جديد مبتني بر لينوکس و پردازنده اينتل نيز به همان خوبي عمل ميکنند. سيستمهاي متداول يونيکسي هنوز يک مزيت مهم دارند : پروژههاي عظيم فيلم سازي مانند اين معمولا توسط گروهاي نسبتاً مستقل اما هماهنگي از هنرمندان اجرا ميشود که لزوما در يک مکان فيزيکي حضور ندارند. مثلا ممکن است يک گروه مستقر در فلان شهر روي قسمت خاصي از فيلم کار کند، در حالي که يک گروه ديگر که در شهر ديگري اسقرار دارند و بخش ديگري از فيلم را جلو ميبرند. اين گروههاي کاري معمولا از طريق شبکه، حاصل کارهاي خود را به يک واحد مرکزي ميفرستند تا با يکديگر يکپارچه و ترکيب شوند. بنابراين قابليتهاي شبکهاي مخصوصي لازم است. چنين کاري در سيستم هاي متداول مبتني بر يونيکس نسبتا آسان انجام ميشود، اما تجربه لينوکس روي پردازندههاي اينتل کاملا جديد است و اينتل در حال حاضر مشغول کار براي توسعه سيستمهاي Collaborative مخصوص اين نوع پروژههاي مبتني بر شبکه است تا صحنههاي بسيار پيچيده را بتوان روي دستگاههاي معمولي متصل به شبکه مانند يک لپ تاپ ساده مشاهده و بررسي کرد.
آيا انيميشن سازي با کامپيوتر کار را آسان کرده است؟
فريز کن - از قهرمانان قصه
اکنون چند سال است که شرکتهاي مختلف فيلمسازي و انيميشن سازي از جلوههاي ويژه کامپيوتري در فرآيند توليد آثار خود استفاده ميکنند. به عنوان مثال شرکت Dreamworks نيز پابهپاي پيکسار کارتونهاي مبتني بر انيميشن سه بعدي کامپيوتري ميسازد که کارتون Shrek 2 آخرين نمونه آن است. يک سوال عمومي که در رابطه با همه اين آثار وجود دارد اين است که با توجه به فعاليتهاي چند سال اخير، آيا واقعا ميتوان نتيجه گرفت که توليد انيميشن و جلوههاي ويژه با استفاده از کامپيوتر کار فيلمسازان را آسان کرده است؟
«برد» درباره سختيهاي انيميشن سه بعدي چنين ميگويد: « کار انيميشن سازي با کامپيوتر آنهم از نوع سه بعدي واقعا سخت است. ابزارهاي کامپيوتري واقعا قدرتمند هستند ولي کارکردن با آنها آسان نيست. ما و کامپيوتر در يک مبارزه دائمي هستيم. گاهي اوقات من به عنوان کارگردان ميخواهم فيلم به يک صورت خاص انجام شود، ولي کامپيوتر خواست من را برآورده نميکند و ساز خودش را ميزند. اگر من و کامپيوتر درباره کيفيت و چگونگي خروجي کار هم نظر باشيم مشکلي نيست ولي اگر با هم مخالف باشيم من بايد به جنگ کامپيوتر بروم. منطق گرافيک کامپيوتر طوري است که تمايل دارد اشيا کوچک، بي وزن، پلاستيکي، تميز و غير قابل لمس باشند. در حالي که ما فيلمي ميخواهيم که در آن اشياء نرمتر، انعطافپذير، با پوستهها و بافتهايي متفاوت (و نه صرفا پلاستيکي)، وزندار و گاهي اوقات کثيف باشند. «برد» اضافه ميکند : من فکر نميکنم ساختن فيلمهاي سه بعدي به هيچ وجه آسانتر شده باشد. در واقع از جهاتي فکر ميکنم کمي هم سختترشده است. اما اگر خوب دقت کنيد ميبينيد که انجام گرافيک سه بعدي کامپيوتري به همان سختي کار با دست است. کامپيوتر هيچ کاري که به آن گفته نشده باشد را انجام نميدهد و در اغلب اوقات دقيقا برعکس چيزي که ميخواهيد را انجام ميدهد!
نماي ورودي شرکت پيکسار
او ميافزايد : اضافه کردن چيزي به يک انيميشن قطعا در سيستم دو بعدي و دستي راحتتر است. اگر شما قصد داريد براي حل مشکل يک صحنه کاراکتر جديدي خلق کنيد که فقط در همان صحنه کاربرد دارد، ميتوانيد چند طرح بکشيد و ظرف يک هفته اصلاحات مورد نظر را انجام دهيد. در گرافيک سه بعدي اين کار ميتواند تا يک سال طول بکشد! زيرا بايد کاراکتر جديد را مدل سازي کنيد و کنترلهاي نرمافزاري که با صورت و بدن کاراکتر در ارتباطند را بسازيد و بيفزاييد(7). اما وقتي که کار تمام شد، ميتوانيد انيميشن اين کاراکتر را بارها در طول فيلم تکرار کنيد و لازم نيست دوباره آن را از نو بسازيد. کافي است چند پارامتر را تغيير دهيد و دوباره کار را رندر کنيد. اين کار به مراتب از انيميشن دو بعدي راحتتر است. بنابراين كار با اين دو مديا، هر يک از جهات مختلفي دشواريهاي خاص خود را دارند.
در هر حال، باورنكردنيها يا افسانهاي، فيلمي دلنشين و جالب توجه است كه همه از ديدن آن لذت خواهند برد، بدون توجه به اينكه در پروژه ساخت آن، تيم سازنده با چه دشواريهايي روبرو بوده است.
پينوشت:
سايت فيلم
(1) اطلاعات تکنيکي مربوط به نحوه توليد اين فيلم از متن مصاحبههاي دستاندرکاران ساخت اين فيلم با رسانههاي مختلف خبري استخراج شده است. سايت رسمي فيلم را ميتوانيد از اينجا ببينيد.
(2) ديزني و پيکسار طي سالهاي اخير به يک مدل کسبوکار ويژه رسيدهاند. پيکسار فيلم را ميسازد و ديزني پس از تامين سرمايه توليد فيلم، آن را بازاريابي و معرفي ميکند. نتيجه کار تاکنون بسيار موفق از آب درآمده است.
(3) Storyboard يک اصطلاح فيلم است. استوريبورد عبارت است از مجموعهاي نقاشي يا تصوير که ترتيبي دارند و صحنههاي کليدي فيلم را نمايش ميدهند.
(4) Animation World Magazine
(5)
مهمان ها نمی توانند لینک ها را ببینند، لطفا در سایت ثبت نام کنید
(6) Reduced Instruction Set Computer
(7) به اين کار اصطلاحا Character Articulation ميگويند.